X
تبلیغات
رایتل

بازدیدکنندگان : 38622

بایگانی

دسته بندی

چهارشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1389
سفر زبان

 

  

  یک نسخه از کتاب شعر قصیده ی لبخند چاک چاک شمس لنگرودی از سال 1370باقیمت پشت جلد 50 تومان در کتابخانه ی شخصی من دارد زندگی می کند . بماند اینکه چند شعر آخر مجموعه که به ظاهر به نوجوان مرده ای به نام کیوان کاشانچی لنگرودی تقدیم شده جزء شعرهای خوبی است که آن سال ها من خواندم و بعد صدای خودم را ضبط کردم و تا سالها به آن گوش می دادم . باروری شعر ها از موسیقی پنهان اما تأثیر گذار کلمات و فضا سازی های مناسب تصویری که آن روزها تازه داشت در شعر ما باب می شد ما را داشت به راه تازه ای رهنمون می شد.  

 

بعدها البته  من کتابی به دستم رسید از یانوس ریتسوس به ترجمه ی فریدون فریاد  نسخه ی نایابی که احتمالاً کسی کمتر آن را به خاطر داشته باشد و آنجا بود که توانستم ریشه و تبار بسیاری از شعرهای لنگرودی را بیابم . فضای بصری و تصویری و حتی فرم و زاویه دید به شدت وام گرفته از کارهای ریتسوس بود اضافه کنید به آن واژگان و حتی تعداد سطرها و شکل سطر بندی را . آن مجموعه را البته من امروز در دست ندارم تا با یک بررسی تطبیقی شما را با استنادهای موثق قانع کنم اگرچه هر کس بخواهد خود نیز می تواند به این دو اثر رجوع کند مخصوصاً که مجموعه ی نسبتاً کاملی از ریتسوس را مترجم فرزانه فریدون فریاد در سالهای اخیر در دسترس همگان گذاشته است . به هر حال لنگرودی کار خودش را کرده است و آن شعرهایش را من هنوز هم دوست دارم به مراتب بیشتر از شعرهایی که بعدها سرود و احتمالاً به درد دوستان خاص ایشان و شاگردان می خورد یا دست بالا به درد خوانندگان غیر حرفه ای چرا که به اعتقاد من چیزی جز تکرار نوعی رمانتیسیسم نیستند شاید همان شعرها بودند که راه شعر تراژیک را به من نمایاندند

  

من این روزها سرگرم باز خوانی شعر آن سالها هستم‌‌‌‌‌ متأ سفانه شتابزدگی در نام گذاری شعر دهه هفتاد سبب بروز حوادثی نا درخور برای شعر شاعران پیشین و حتی شعر دهه هفتاد شد  چرا که هنگام نام گذاری ظاهراً تنها به قدرتی می اندیشیدند که برای آنها به همراه خواهد داشت به گونه ای که اطلاق نام دهه هفتاد تقابلی ما بین یک دوره با دوره های دیگر تلقی شد حالا در اواخر دهه هشتاد خواننده می پندارد لابد باید طبق این نوع دهه بندی شعرهای گذشته را دور بریزد و چشم به راه حوادث غیر مترقبه در  شعر شاعران نسل نو باشد . شعر خوب همیشه شعر خوب است من گاهی مجموعه های شعر به دقیقه اکنون را که در دهه شصت چاپ شده یا شعر های حجم رؤیایی را به بسیاری از شعرهای سالهای بعد ترجیح می دهم .

پس ناگزیریم از باز خوانی متنهای گذشته چرا که تنها لذت متن است که سبب خواندن های مدام ما می شود نه طبقه بندی های نامتعارف  .چیز دیگری را که من در این بازخوانی ها برای دوستان تازه جست و جو می کنم نشان دادن سفر زبان وعناصر دیگر شعر است که لابد همه نیازمند شناخت آن اند.نشان دادن راه ها و فرم های تجربه شده و دقت و توجه به ظرفیتهای موجود در آنها .

 

آز آنجایی که زبان در دو سه دهه ی اخیر تغییر ناگهانی و محسوسی در آن رخ نداده و تنها جستار شاعران پیشرو در یافتن تمهیدات جدید ، افزون کردن لحن های متفاوت و فرم های تکامل یافته تر  سبب تمایزشان باشاعران دهه های پیشین است ؛ می توانیم با کمی دقت تغییر رفتار را در شعر سالهای متمادی ببینیم

 

 

شعر 4

      از مجموعه  قصیده ی لبخند چاک چاک

 

 

تو دیگر نیستی

انار شکسته ای که خاطره های خونینش تنها ،بر دست و

                                                   دهان می ماند.

تو دیگر نیستی ،

مگر به صورت شعری در دهان

و لمس سرانگشت های تمام شده ات

بر دست هایمان.

شگفت ، لعل گونه ، درخشان ، پرداخت شده ، آبگون.. 

 انار دهان گشوده

ازین بیش

 نمی ماند بر درخت . 

 

 

 

 

 

 



آخرین مطالب