X
تبلیغات
رایتل

بازدیدکنندگان : 37972

بایگانی

دسته بندی

سه‌شنبه 2 اسفند‌ماه سال 1390

  



زدن

 

 

خانه را کنار بزن

از مصدر زدن   همه ی  زن  ها   را کنار بزن

از سر بگیر دوباره وقتی که خواب را کنار بزن

نظم دوباره نوشتن به شیوه ی دریدا

از دو انارشیست که یکی از پایین دو جمله بالا افتاده است

یکی از تخت رفته توی مستقیم توی ماشین     نصف شب توی ماشین

دست ِ تا مرفق رفته دنبال سیگاری شکسته توی داشبورد

توی داشبورد خطرهای زیادی هست

خطرهایی برای ریه خطر برای کبد چهل ساله

از نور کوچک یک و نیم ولت

 

اما سپس ِ این که تو داری جمع می کنی زندگی ات را

دو سه خط از لباس های شسته نشسته ات را توی تشت

داری از وقتی حرف های تازه نداری حرف می زنی

داری برای رفتن حرف می زنی

دو سه خط از اختراع انزوا را علامت بزن برای بعدنِ توی تخت

دو سه خط از اختراع انزوا تو ی نامه به یکی دوست

درست کن     بپز     سبزی بشور 

بعد  بپوش لباس ِسر آستین دو لته شده  از بس اتو

قرص از وسط ِ شیار دوتکه نه برای شیاف و نه برای جویدن

پس توی داشبورد هنوز     داری سر برای چه می کنی

ردِ دست های قبل از تو آمده ی که را می گیری

وسط شب که کانال پورنوی ماهواره به ریخته است و

پوست گوجه لای دو دندان    

هیچ چیز درست در نمی آید

نه اسید از معده دست بر می دارد که توی گلوست

نه تخت از زنی هی مرتب می کرد و حالا تا برنگشته است.

ساعت رومیزی یادگاری

 و فهمیده عقربه ها را کجا بخواباند

لباس اتو نشده را از کجا بسوزاند

که صدای نفخ و نفوخ معده زیر دست کشیدنِ تو به زیر معده را از کجا بخواند و بخنداند

وضعیت به هم ریختن پرچم سه رنگ روی نقشه ی بر دیوار و

گم شدن یک کشور    روی دیوار

 دست های توی دستکش تو

ریختن اشک ها و کف های تو بر دستکش زرد

 توی بشقاب های استیل

وضعیت کج ایستادن تو کنار سینک

  بالا کشیدن آستین با بالا کشیدن بینی

و اینکه عاشق   دوباره   شده ای  که حتمن موها را رنگ گریه می زنی

به علاوه ی......

به علاوه ی .....

به علاوه ی ......

به علاوه ی......

علامت هایی که توی تقویم زده ای     زده ام

تمام.





پنج‌شنبه 20 بهمن‌ماه سال 1390





توی این هول و ولا کجا رفته است جنگ


 

لب این خون یک جاده است که به جنگ می رسد

راهی به اتوبان نفس

دویدن با نفسِ بریده    همه چیزِ بریده توی اتاق

 

از تازه چه کردی با این صدا ی دورگه

خشی که می افتد و باند های کهنه را می لرزاند

حوله ی سرخ روی بند تکان می خورد

راک اندرولی مستی که سرش را آورده توی این اتاق

فکر می کند این جا کجاست

پارگی پرده فردا می آید توی این خانه

پارگی پرده می آید توی ما

پارگی پرده دارد لباس عوض می کند

 دارد بعد از سفره می اندازد می خندد

دارد با این راک اندرولی مست می ریزد روی هم

زیر سیگاری حضرت داوودم را می آورد روی کاناپه    لم می دهد

دارد دنبال فایلهای مخفی توی لپ تاپ دارد به همه چیزم دست به کلیپ چشم های ندا آغا سلطان چشم

وسط این همه خانه توی شهر  به شهرهای توی فضا توی گوگل توی نشنال جئوگرافی

توی این خانه از جنگ خبری نیست نه از جنگ اعراب و اسراییل 

نه صرب ها نه کرووات ها نه عراقی ها نه افغانها جنگی اصلن در کار نیست

 جنگ صرفاً

لباس پوشیده رفته بیرون   بیرون که ؟ بیرون کجا این زن  ؟

توی این هول و ولا کجا رفته است جنگ

فکر نمی کند گم بشود کجا پیدات کنم کجا؟

وسط همین معرکه ها پیدات کردم آوردم به زور توی خانه

خانه همین خانه ای که داری حالا با این موسیقی

 همه چی را به هم می ریزی

بتمرگ اینجا موهات را که سشوار م را گذاشته ام وسط مجله ی نشنال جئوگرافی

جایی که عکسی ازقطار شترهای لیبی دارد می رود وسط بیابان با باد داغ سشوار بکشم ملخ ها از توی سرت بپرند

 روی کاناپه  

 من  می خوابم تو روی تخت  

دست به این کنترل  به آن کنترل به آنتن به سیم ها به درِ یخچال به زود پز بزنی نزنی جنگ دیگر پریده بیرون و سنگر  چیز مسخره ای  

علی الحساب با این باند خراب و این جنگ جنده و این راک اندرولی مست

بپر دوتا سمبوسه بگیر از سر کوچه دوبسته سیگار بهمن 57 از سر کوچه  بپر بپر

و سنگر

چیز مسخره ای است که هر طرفش قایم شوی  دشمن از طرف دیگر پشت سر  پس فقط بپر






آخرین مطالب