X
تبلیغات
رایتل

بازدیدکنندگان : 38425

بایگانی

دسته بندی

پنج‌شنبه 10 تیر‌ماه سال 1389

                                            

                                  برای رابعه بنت کعب قزداری ....

صدای سوت دو پاسبان از دو سر کوچه

و مانده از بازی بعد از ظهر

 توپ پینک پونکی که سالم است میل پریدن از روی میز ها دارد

دو پای نازک 

توی کفش کرده بود لیلا که پسر مو فرفری همسایه را

بعد  از آمدن از استخر

از مایو بیرون کشیده در سوئیت سی متری

قصه قصه ی رفتن این اتاق به خیابانهاست

رژی که روی لب ماسیده است و خراب

قصه ی پایین پریدن توپ پینک پونگ ِتنها از پنجره ی باز

از دست هایی که تا وسط هوا به هوای توپ آمد در پنجره و لکه ی شیر شد

قصه ی دو نخ سیگار بدون مرز

که دو معشوق را در شب زلزله روشن کرده ست

پایین من دو کفش توی پاها هستند

شلوار سرخ پاچه گلی

و داستان عاشق شدن دو گلبول سرخ در دو رگ با گروه خونی مختلف

که به هم نمی آیند

چراغ دوچرخه را روشن کرده ام که رکاب بزنم تا صبح

شب اگر به اتاق نرسیدم

کارتون

و صدای به هم کشیده شدن چهار دست و پا

از سوییت سی متری با توپ سفید

بیرون پریده اند . 



آخرین مطالب